تبليغاتX
my personal weblog

my personal weblog

رازی که برِـ غیر نگفتیم و نگوییم...با دوست بگوییم که او محرم راز است

ایمیلی زیبا از مجید عزیز

من رفتنی ام


اومد پیشم حالش خیلی عجیب بود فهمیدم با بقیه فرق میکنه

گفت :حاج آقا دوتا سوال دارم که خیلی جوابش برام مهمه

گفتم :چشم اگه جوابشو بدونم خوشحال میشم بتونم کمکتون کنم

گفت: من رفتنی ام!

گفتم: ینی چی؟

گفت: دارم میمیرم

گفتم: دکتر دیگه ای، خارج از کشور؟

گفت: نه همه اتفاق نظر دارن، گفتن خارج هم کاری نمیشه کرد.

گفتم: خدا کریمه، انشاله که بهت سلامتی میده

با تعجب نگاه کرد و گفت: اگه من بمیرم خدا کریم نیست؟

فهمیدم آدم فهمیده ایه و نمیشه گول مالید سرش

گفتم: راست میگی، حالا سوالت چیه؟

گفت: من از وقتی فهمیدم دارم میمیرم خیلی ناراحت شدم از خونه بیرون نمیومدم

کارم شده بود تو اتاق موندن و غصه خوردن

تا اینکه یه روز به خودم گفتم تا کی منتظر مرگ باشم

خلاصه یه روز صبح از خونه زدم بیرون مثل همه شروع به کار کردم

اما با مردم فرق داشتم، چون من قرار بود برم و انگار این حال منو کسی نداشت

خیلی مهربون شدم، دیگه رفتارای غلط مردم خیلی اذیتم نمیکرد

با خودم میگفتم بذار دلشون خوش باشه که سر من کلاه گذاشتن

آخه من رفتنی ام و اونا انگار نه

سرتونو درد نیارم من کار میکردم اما حرص نداشتم

بین مردم بودم اما بهشون ظلم نمیکردم و دوستشون داشتم

ماشین عروس که میدیم از ته دل شاد میشدم و دعا میکردم

گدا که میدیدم از ته دل غصه میخوردم و بدون اینکه حساب کتاب کنم کمک میکردم

مثل پیر مردا برا همه جونا و آرزوی خوشبختی میکردم

الغرض اینکه این ماجرا منو آدم خوبی کرد و ناز وخوردنی شدم

حالا سوالم اینه که من به خاطر مرگ خوب شدم و آیا خدا این خوب شدن و

قبول میکنه؟

گفتم: بله، اونجور که یادگرفتم و به نظرم میرسه آدما تا دم رفتن خوب شدنشون واسه خدا عزیزه

گفت: اما سوال بعدیم اینه که من با یاد مرگ آدم شدم دیگه دین به چه درد من میخوره و یا اینکه با من چی میکنه؟

گفتم: اتفاقا دین به درد آدما میخوره نه غیر آدما، تازه شما از این به بعد با دین عاشق میشی بزرگترین کار دین عاشق کردنه

 عاقلهاست و انسان کامل یعنی بشر غرق شده در دریای عشق و عقل

خنده ی زیبایی روی لبش نشست انگار چشمهاش پنجره شده بود رو به اقیانوس آرام مثل خودش

 آرام آرام آرام خدا حافظی کرد و تشکر داشت میرفت گفتم: راستی نگفتی چقدر وقت داری؟

گفت: معلوم نیست بین یک روز تا چند هزار روز!!!

یه چرتکه انداختم دیدم منم تقریبا همین قدرا وقت دارم. با تعجب گفتم: مگه بیماریت چیه؟

گفت: بیمار نیستم!

هم کفرم داشت در میومد وهم ازتعجب داشتم شاخ دار میشدم گفتم: پس چی؟

گفت: فهمیدم مردنیم، رفتم دکتر گفتم: میتونید کاری کنید که نمیرم گفتن: نه گفتم: خارج چی؟ و باز گفتند : نه! خلاصه حاجی

 مارفتنی هستیم کی ش فرقی داره مگه؟

باز خندید و رفت و دل منو با خودش برد


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم تیر 1389ساعت   توسط ali yousefi  | 

نوکیا تلفن همراه با قابلیت خم شدن را به نمایش می گذارد - Bending Phones

 

شرکت نوکیا به همراه دانشگاه کمبریج در حال کار روی یک گوشی جدید انعطاف پذیر و با قابلیت کش امدن در آینده به نام مرف هستند !

 Nokia Bending Phones

این گوشی مفهومی جدید  در نمایشگاه " تفکر طراحی و انعطاف پذیری" در 12 می 2008 در موزه ی هنرهای مدرن در نیویورک به معرض نمایش درخواهد امد . در ساخت این دستگاه از تکنولوژی نانو استفاده شده . به این منظور که نشان بدهند چطور تلفن های همراه در آینده کش می آیند ! یا خم می شوند و به اشکال مختلف در می آیند . و به کاربران اجازه می دهد که ابزارها یا وسایلشان را به هر شکلی که می خواهند "تبدیل کنند ." " آرم استرانگ کش آمده"  را برای تلفن همراهتان تصور کنید !! دلتان می خواهد تلفن همراهتان را مثل گردنبند به گردن بیندازید؟!  مشکلی نیست . کافیست تلفنتان را بکشید و خم کنید و به اندازه ی دور گردنتان در اورید !!

نوکیا می گوید : دستگاه مفهومی قابلیتهای استفاده از دستی که نانوتکنولوژی قادر به ارائه به ماست را نشان می دهد .

 

 Nokia Bending Phones 2

 

باب لانوچی- مدیر ارشد فناوری شرکت نوکیا می گوید : " مرکز بررسی و تحقيق نوکیا در جستجوی راههایی برای باز خلق اشکال و عملکرد دستگاهای موبایل می باشد . تکنولوژی مفهومی مرف نشان می دهد که چه چیز می تواند ممکن باشد . "

هرچند مرف هنوز در مراحل اولیه ی توسعه است ، نوکیا بر این باور است که المنت های مشخص این دستگاه می تواند در دستگاههای مدل بالای آینده ی نوکیا در 7 سال آینده مورد استفاده قرار گیرد . و همانطور که فناوری به بلوغ می رسد ، نانوتکنولوژی می تواند تقریبا در تمامی خطوط تولید نوکیا ، به منظور کمک به کاهش هزینه های تولید مورد استفاده قرار گیرد .

 

 

                                        تلخیص و  ترجمه : علی یوسفی                              

                                                       Summarized & Translated by ali yousefi : 

                                                                 http://www.news.com

 

+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم شهریور 1387ساعت   توسط ali yousefi