من هم با حرف ایشان در آن زمان موافقم .

نه دلش تاب برآرد به فروبستن لب نه لبش تاب برآرد به بیان کلمات

به هر حال .
الان هم وظیفه ام می دونم که برای حق ملت فریاد بزنم .
خب . دلیلش به خودم مربوطه . نه ؟!

كوله پشتياش را برداشت و راه افتاد. رفت كه دنبال خدابگردد؛ و گفت: تا كولهام از خدا پر نشود برنخواهم گشت.نهالي رنجور و كوچك كنار راه ايستاده بود.مسافر با خندهاي رو به درخت گفت: چه تلخ است كنار جاده بودن و نرفتن؛ و درخت زير لب گفت: ولي تلخ تر آن است كه بروي و بي رهاورد برگردي. كاش ميدانستي آنچه در جستوجوي آني، همينجاست. مسافر رفت و گفت يك درخت از راه چه ميداند، پاهايش در گِل است، او هيچگاه لذت جستوجو را نخواهد يافت. و نشنيد كه درخت گفت: اما من جستوجو را از خود آغاز كردهام و سفرم را كسي نخواهد ديد؛ جز آن كه بايد.
مسافر رفت و كولهاش سنگين بود هزار سال گذشت، هزار سالِ پر خم و پيچ، هزار سالِ بالا و پست. مسافر بازگشت . رنجور و نااميد. خدا را نيافته بود، اما غرورش را گم كرده بود. به ابتداي جاده رسيد. جادهاي كه روزي از آن آغاز كرده بود. درختي هزار ساله، بالا بلند و سبز كنار جاده بود. زير سايهاش نشست تا لختي بياسايد. مسافر درخت را به ياد نياورد. اما درخت او را ميشناخت. درخت گفت: سلام مسافر، در كولهات چه داري، مرا هم ميهمان كن. مسافر گفت: بالا بلند تنومندم، شرمندهام، كولهام خالي است و هيچ چيز ندارم. درخت گفت: چه خوب، وقتي هيچ چيز نداري، همه چيز داري. اما آن روز كه ميرفتي، در كولهات همه چيز داشتي، غرور كمترينش بود، جاده آن را از تو گرفت. حالا در كولهات جا براي خدا هست. و قدري از حقيقت را در كوله مسافر ريخت. دستهاي مسافر از اشراق پر شد و چشمهايش از حيرت درخشيدو گفت: هزار سال رفتم و پيدا نكردم و تو نرفتهاي، اين همه يافتي! درخت گفت زيرا تو در جاده رفتي و من در خودم. و پيمودن خود، دشوارتر از پيمودن جادههاست .
تو در میان گلها چون گل میان خاری
ما هنوز اندر خم یک کوچه ایم
یکی از سناتورهای معروف آمریکا، درست هنگامی که از درب سنا خارج شد، با یک اتومبیل تصادف کرد و در دم کشته شد.
روح او در بالا به دروازه های بهشت رسید و سن پیتر از او استقبال کرد. «خیلی خوش آمدید. این خیلی جالبه. چون ما به ندرت سیاستمداران بلند پایه و مقامات رو دم دروازه های بهشت ملاقات می کنیم. به هر شما هم درک می کنید که راه دادن شما به بهشت تصمیم ساده ای نیست»
سناتور گفت «مشکلی نیست. شما من را راه بده، من خودم بقیه اش رو حل می کنم»
سن پیتر گفت «اما در نامهء اعمال شما دستور دیگری ثبت شده، شما بایستی ابتدا یک روز در جهنم و سپس یک روز در بهشت زندگی کنید. آنگاه خودتان بین بهشت و جهنم یکی را انتخاب کنید»
سناتور گفت «اشکال نداره. من همین الان تصمیمم را گرفته ام. میخواهم به بهشت بروم»
سن پیتر گفت «می فهمم. به هر حال ما دستور داریم. ماموریم و معذور»
و سپس او را سوار آسانسور کرد و به پایین رفتند. پایین ... پایین... پایین... تا اینکه به جهنم رسیدند.
در آسانسور که باز شد، سناتور با منظرهء جالبی روبرو شد. زمین چمن بسیار سرسبزی که وسط آن یک زمین بازی گلف بود و در کنار آن یک ساختمان بسیار بزرگ و مجلل. در کنار ساختمان هم بسیاری از دوستان قدیمی سناتور منتظر او بودند و برای استفبال به سوی او دویدند. آنها او را دوره کردند و با شادی و خنده فراوان از خاطرات روزهای زندگی قبلی تعریف کردند. سپس برای بازی بسیار مهیجی به زمین گلف رفتند و حسابی سرگرم شدند. همزمان با غروب آفتاب هم همگی به کافهء کنار زمین گلف رفتند و شام بسیار مجللی از اردک و بره کباب شده و نوشیدنی های گرانبها صرف کردند. شیطان هم در جمع آنها حاضر شد و همراه با دختران زیبا رقص گرم و لذت بخشی داشتند.
به سناتور آنقدر خوش گذشت که واقعاً نفهمید یک روز او چطور گذشت. راس بیست و چهار ساعت، سن پیتر به دنبال او آمد و او را تا بهشت اسکورت کرد. در بهشت هم سناتور با جمعی از افراد خوش خلق و خونگرم آشنا شد، به کنسرت های موسیقی رفتند و دیدارهای زیادی هم داشتند. سناتور آنقدر خوش گذرانده بود که واقعا نفهمید که روز دوم هم چگونه گذشت، گرچه به خوبي روز اول نبود.
بعد از پایان روز دوم، سن پیتر به دنبال او آمد و از او پرسید که آیا تصمیمش را گرفته؟
سناتور گفت «خوب راستش من در این مورد خیلی فکر کردم. حالا که فکر می کنم می بینم بین بهشت و جهنم من جهنم را ترجیح می دهم»
بدون هیچ کلامی، سن پیتر او را سوار آسانسور کرد و آن پایین تحویل شیطان داد. وقتی وارد جهنم شدند، اینبار سناتور بیابانی خشک و بی آب و علف را دید، پر از آتش و سختی های فراوان. دوستانی که دیروز از او استقبال کردند هم عبوس و خشک، در لباس های بسیار مندرس و کثیف بودند. سناتور با تعجب از شیطان پرسید «انگار آن روز من اینجا منظرهء دیگری دیدم؟ آن سرسبزی ها کو؟ ما شام بسیار خوشمزه ای خوردیم؟ زمین گلف؟ ...»
شیطان با خنده جواب داد: «آن روز، روز تبلیغات بود...امروز دیگر تو رای دادهای».
خوب فیس بوک هم که به سلامتی ف.ی.ل.تر شد !
تا الان تنبلی می کردم . اما دیدم دیگه اینجوری نمیشه ! خلاصه امیدوارم با چیزایی که اینجا می نویسم و نرم افزارها بتونین به راحتی و آزادانه از اینترنت استفاده کنین . یه دعایی هم به جون ما بکنین !
یه نسخه از نرم افزار u یعنی نسخه ی u92 که خودم تست کردم و الان دارم ازش استفاده می کنم رو می تونین از اینجا دانلود کنین . حجمش فقط 400 کیلو بایت هست .
بعد از دانلود روی فایل دابل کلیک می کنید و نرم افزار رو که دیدین چند ثانیه صبر کنید تا 3 تا ردیفی که داره کامل سبز شه و بنویسه که با موفقیت کانکت شده . ( حدودا 3 تا 10 ثانیه طول میکشه ). ب عد نرم افزار رو مینیمایز می کنید ( یعنی میفرستینش پایین ! ). حالا از اینترنت به راحتی و بدون ف.ی.لتر استفاده کنید و حااالشو ببرین !
در این حالت شما می تونین از اینترنت اکسپلورر استفاده کنین . اما اگه بخواین از این نرم افزار واسه فایرفاکس استفاده کنین کافیه که یکبار این تنظیماتی که می گم رو انجام بدین .
از منوی بالای فایرفاکس به روش زیر عمل کنید :
Tools > options > network > settings
حالا گزینه سوم رو انتخاب می کنید . یعنی : manual proxy configuration و دوتا جای خالی زیرش رو به صورت زیر پر می کنین . HTTP proxy : 127.0.01 port : 9666
به همین راحتی . حالا هر وقت که نرم افزار u92 رو اجرا کنین فایرفاکستون هم تنظیم هست . فقط یه نکته اونم اینکه اگه احیانا نخواین از u92 در فایرفاکس استفاده کنین ، مراحل بالا رو طی می کنین و در نهایت یه جای گزینه ی سوم ، گزینه ی اول یعنی no proxy رو تیک می زنین .
یه روش دیگه هم هست توی فایرفاکس که بوسیله ی install کردن یک add-on درست میشه که نمی خوام قاطی کنین!! اگه نیاز بود یا مایل بودین راجع به اون هم می نویسم .
اگه مشکل یا سوالی بود بپرسین .

گفته می شود، بیت آیت الله بهجت از رفتار رئیس جمهور پس از خروج از مراسم اظهار تاسف شدید نموده است، یک منبع نزدیک به بیت مرجع راحل، آیت الله بهجت با اشاره به رفتار رئیس جمهوربه هنگام خروج از حرم حضرت معصومه، دست تکان دادن آقای احمدی نژاد برای همراهان خود که فریاد می زدند : احمدی پاینده، رئیس جمهور آینده را مایه تاسف و موهن خواند، برخی از نزدیکان آیت الله بهجت نیز با انتقاد از رفتار احمدی نژاد تاکید کردند " آیت الله بهجت همه چهارسال گذشته در برابر فشارهای مختلف مقاومت نموده ، به هیچ روی حاضر به پذیرفتن احمدی نژاد نشد، ایشان پس از اطلاع از واقعه ادعای هاله نور در نیویورک تنها یکبار فرمودند : اعوذ بالله من الشیطان الرجیم و به مسئولان دفتر تاکید نمودند، لزومی به پذیرش آقای احمدی نژاد در این بیت نمی بینند"
منبع : سایت 22 خرداد