تبليغاتX
my personal weblog

my personal weblog

نه دلش تاب برآرد به فروبستن لب نه لبش تاب برآرد به بیان کلمات

معرفی دپارتمان فني و مهندسي - مجتمع فني تهران - نمايندگي گيلان

معرفی دپارتمان نرم افزارهاي مهندسي و تخصصي ( فني و مهندسي )

با توجه به نیاز جامعه و دانشجویان و فارغ التحصیلان رشته های مهندسی در زمینه فراگیری آموزشهای تکمیلی و کاربردی جهت جذب به بازار کار دپارتمان نرم افزار هاي مهندسي و تخصصي به پشتوانه برخورداري از مدرسين مجرب و با سابقه توام با امكانات و تجهيزات مناسب آموزشي توانسته بستر مناسبي را جهت پيشرفت و افزايش سطح آگاهي افراد فراهم نمايد. هر چيز كه نوع مخاطبين مربوطه و سطح انتظارات آنها مسئوليتي خطير و سنگين را متوجه اين دپارتمان ساخته است.

 
اهداف دپارتمان نرم افزار هاي مهندسي و تخصصي:
 
1-     تقويت سطح آگاهي و بنيه علمي دانشجويان و متخصصين.

2-     كاربردي و عملي نمودن آموخته هاي متخصصين و ايجاد ارتباطي تنگاتنگ ميان دانشگاه و مؤسسات آموزش عالي با صنايع ، كارخانجات ، شركت ها و غيره .....

3-     جبران و رفع كاستي هاي موجود در محيط هاي علمي و دانشگاهي و رفع ناكارآمديهاي موجود.

4-     انتقال و گسترش تجربيات و آموخته هاي تئوري و عملي افراد مجرب و با سابقه در ميان قشر جوان و تازه نفس و هموار نمودن مسير فعاليت آنها.

5-     هدايت و راهبري پتانسيل هاي باالفعل موجود تا رسيدن به جايگاه واقعي و جذب در محيط هاي كار.

6-     آموزش و تربيت افراد با تخصص هاي ويژه و تأمين متخصصين و مهندسان با اهداف خاص مطابق با نياز واقعي جامعه.

7-     جذب و معرفي افراد به صنايع ، شركت ها و مؤسسات متناسب با نوع توانمندي و كارائي لازم.
عناوين خدمات دپارتمان:
 
1-     برگزاري دوره هاي آموزشي كاملا" تخصصي و حرفه اي بصورت بلند مدت و ميان مدت.
2-     برگزاري دوره هاي كوتاه مدت آموزشي تخصصي ويژه بصورت كارگاه workshop.
3-     برگزاري سمينار ها و كنفرانس هاي علمي ، آموزشي و توجيهي.
4-     انجام فعاليت هاي پژوهشي و تحقيقاتي و تعامل با مراكز تحقيقاتي و دانشگاهي.
5-     انجام همكاري هاي آموزشي و پژوهشي با كليه وزارتخانه ها‌ ، سازمان ها ،‌كارخانجات و صنايع ، شركت ها و مؤسسات

سايت مجتمع فني تهران : www.mft.info

دپارتمان فني و مهندسي :  www.eng.mft.info


+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

کارگاه رایگان ANSYS Workbench


کارگاه رایگان ANSYS Workbench             

21 امرداد 1388

 

دپارتمان نرم افزار های مهندسی مجتمع فنی تهران برگزار می کند:

 

آشنایی با «توانمندی های ANSYS در محیطی پیشرفته»

 

کارگاه رایگان  ANSYS Workbench

 

    *  آشنایی با محیط مدلسازی، تحلیل و... در نرم افزار

    * بررسی تفاوت های ANSYS و ANSYS Workbench

    *  حل یک مثال در محیط Workbench

 

پنج شنبه 22 مرداد 88- ساعت 14:30-19:30

با توجه به محدودیت فضا حتما ثبت نام نمایید.

محل برگزاري: تهران - مجتمع فنی تهران- ساختمان کریمخان

تلفن: 7-88313056

http://eng.mft.info

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

انتخاب دپارتمان نرم افزارهاي مهندسي و تخصصي مجتمع فني تهران بعنوان موسسه برتر آموزشي در نمايشگاه بين

نهمين نمايشگاه بين المللي صنعت ساختمان صبح روز ششم مرداد ماه با حضور دکتر عباسي وزير تعاون ، مهندس رحماني نيا دبير کل اتاق تعاون ، مهندس    قلي زاده مدير عامل شرکت سهامي نمايشگاه هاي بين المللي ، دکتر قاليباف شهردار تهران و جمعي از مسئولان، مديران و صاحبنظران در محل دائمي نمايشگاه بين المللي تهران افتتاح گرديد.

نمايشگاههاي بين المللي بعنوان يکي از مجاري و کانالهاي معرفي کالاهاي توليد شده و انتقال تکنولوژي در دنيا از اهميت خاصي برخوردار هستند توجه به موفقيت نمايشگاهها علي الخصوص نمايشگاههاي تخصصي بين المللي که حدود 95 درصد از کل نمايشگاهها را در بر مي گيرد، مي تواند نقش بسيار موثري را در فرآيند توسعه صادرات غيرنفتي داشته باشد.

حضور کارشناسان عالي رتبه ، اساتيد ، دانشجويان ، صنعتگران ، و عموم علاقمندان رشته هاي تخصصي بهترين فرصت براي دپارتمان نرم افزارهاي مهندسي و تخصصي بود تا بعنوان نماينده مجتمع فني تهران از نزديکترين فاصله  ضمن معرفي خدمات مهندسي و دوره ها آموزش به مخاطبین خود،نسبت به تکميل گروه مدرسين در رشته هاي تخصصي بپردازد.در اين نمايشگاه گروههاي معتبر تخصصي مرتبط با صنعت ساختمان و همچنين مراکز علمي ، پژوهشي ، آزمايشگاهي ، مشاوران، پيمانکاران ، ناظران ساختماني ، موسسات مالي ، اعتباري و تجاري ، نشريات ، شرکتهاي توليد نرم افزار، مراکز اطلاع رساني و فن آوري هاي جديد مرتبط با ساختمان جهت  شرکت و ارايه آخرين دستاوردهاي صنعت ساختمان حضور يافتند حضور 850 شرکت ايراني و 400 شرکت خارجي در اين نمايشگاه اهميت و جايگاه آن را در بين مخاطبان بيش از پيش نمايان مي سازد. رقابتي که علاقمندان اين عرصه را براي آشنايي با آخرين دستاوردها و فن آوري هاي روز دنيا از نقاط دور و نزديک جهان به تهران کشانده است و حتي گرماي طاقت فرساي مرداد هم نتوانسته خللي در اراده اين مشتاقان ايجاد کند .

در روز دوم نمايشگاه جناب آقاي دکتر بهبهاني وزيرمحترم راه و ترابري و هيئت همراه ضمن بازديد از سالن 37 بازديد کوتاهي نيز ار غرفه مجتمع فني تهران داشتند . همچنين حضور مديران ارشد شرکت ها و انجمن هاي علمي از جمله حضور جناب آقاي مهندس کاتب احدي رياست محترم هيئت مديره سازمان نظام مهندسي ساختمان استان تهران ، جناب آقاي مهندس قلي زاده رياست محترم نمايشگاه هاي بين المللي ايران در غرفه از جمله ديدارهاي حاشيه ي نمايشگاه بود .

در روز پاياني نمايشگاه نيز غرفه دپارتمان نرم افزارهاي مهندسي و تخصصي مجتمع فني تهران در بخش  مراکز علمي ،آموزش هاي تخصصي و مهارتي، پژوهشي ، نشريات ، شرکتهاي توليد نرم افزار، مراکز اطلاع رساني و فن آوري هاي جديد مرتبط با ساختمان از سوي هيئت برگزاري با دريافت لوح تقدير ،تنديس و کتاب سال نمايشگاه به عنوان غرفه برتر معرفي گرديد تا برگ زرين ديگري بر مجموعه افتخارات مجتمع فني تهران افزوده گردد.

جاي دارد در اينجا از کليه ي عزيزاني که در کسب اين افتخار سهيم بودند تشکر و قدرداني بعمل آيد : جناب آقاي فيروزي معاونت محترم اجرايي و پشتيباني مجتمع فني تهران ،آقاي مهندس اميرحسين مجتهدي ( مديرغرفه ) ،جناب آقای پیمان خرم  ، سرکارخانمها حاجيان ،غلامي وعليخاني ، آقاي مهدي خاني ، آقاي شمسايي

برگرفته از :

http://mft.info/Global/Fa/News/News.aspx?nwsId=681


+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

مدیریت دپارتمان نرم افزارهای فنی و مهندسی

خب . بر خلاف اون سه تا سمتی که قبلا گفتم و هنوز نمی دونم که توی اون زمینه ها کار کنم یا نه... یه چیزی تثبیت شد :

مدیریت دپارتمان نرم افزارهای فنی و مهندسی .

از شنبه 10-5-88 به طور رسمی کارم رو شروع می کنم .

ساعات حضورم که فعلا به مجتمع فنی تهران دادم جهت اطلاع علاقه مندان و کسب اطلاعات بیشتر :

شنبه : 9 صبح تا 2 بعد از ظهر

یک شنبه : 9 صبح تا 2 بعد از ظهر

دوشنبه : 9 صبح تا 2 بعد از ظهر

سه شنبه : 3.15 بعد از ظهر تا 8.15 عصر

چهارشنبه : 3.15 بعد از ظهر تا 8.15 عصر

پنج شنبه : 9 صبح تا 2 بعداز ظهر


       ( لازم به ذکر هست که ساعات مراجعه ی عموم به مجتمع فنی تهران یکسره از 8.5 صبح تا 8.5 عصر می باشد )


مواردی که من مدیریتش رو دارم به شرح زیر هست :


- گروه مهندسی عمران

- گروه مهندسی مکانیک

- گروه مهندسی صنایع

- گروه مهندسی نفت - گاز و پتروشیمی

- گروه مهندسی تاسیسات

- گروه محیط زیست

- گروه مهندسی مواد و متالورژی

- گروه مهندسی کشاورزی

- گروه مهندسی ژئوماتیکس ( GIS , RS و نقشه برداری )

- گروه نقشه کشی

- گروه طراحی گرافیک

- گروه مدل سازی و سه بعدی

- گروه ریاضی و آمار

- گروه طراحی صنعتی

- و ...


تلفن تماس مستقیم با من : 09111378583

آدرس مجتمع فنی تهران شعبه رشت :

رشت - گلسار - سه راه گلایل - روبروی خیابان 116 - جنب ویدئوکلوپ سحر .

( توضیح اینکه مجتمع دقیقا مکان موسسه ی راهکار نوین فرهنگ رو اجاره کرده و موسسه ی مذکور دیگر در اینجا فعالیتی ندارد . )

دوستان عزیزم جهت شرکت در دوره ها و برای برخورداری از تخفیفات حتما با من تماس بگیرید .


شاد باشید


+ نوشته شده در  چهارشنبه هفتم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

بله ؟ که اینطور


استاد ذن "هاکویین" به وسیله اطرافیان و همسایگان خود

که از پاکی و نجابت او در زندگی تعریف میکردند به شهرتی رسیده بود.

در خانه مجاور او دختر ژاپنی زیبائی زندگی میکرد.

پدر و مادر دختر دکان خوار و بار فروشی داشتند.

یک روز والدین دختر ، آن چنان که صاعقه ای در روزی بی ابر بر سرشان فرود آمده باشد،

وحشت زده دریافتند که دخترشان حامله است.

از شدت خشم میلرزیدند، اما دختر نمیخواست اعتراف کند که کار چه مردی بوده است.

پس از آنکه اصرار پدر و مادر غیر قابل تحمل شد، گفت که کار استاد " هاکویین " بوده است.

والدین دختر در نهایت خروش و خشم نزد استاد " ذن " رفتند.

" هاکویین " در جواب ایشان فقط گفت :

- بله ؟       که  اینطور !

 

هنگامی که کودک زاده شد، او را نزد " هاکویین " بردند.

در این ماجرا، استاد شهرت نیک خود را به کلی از دست داده بود،

اما این امر برایش کاملا بی اهمیت بود.

" هاکویین " پسر بچه را پذیرفت و با نهایت دقت از او نگهداری کرد.

از هر کجا و هر کس که میشناخت، شیر و چیزهای مورد لزوم دیگر را میگرفت و به وضع نوزاد رسیدگی میکرد.

پس از یک سال مادر جوان تحمل خود را از دست داد و به والدینش حقیقت را گفت :

- " پدر واقعی کودک جوانکی بود که در بازار ماهی فروشها کار میکرد. "

والدین مادر جوان بلا فاصله رفتند نزد " هاکویین " تا از او عذر خواهی کنند و طفل را پس بگیرند.

هاکویین اعتراضی نکرد و در حالی که طفل خرد سال را پس میداد، تنها چیزی که گفت این بود :

- بله ؟       که  اینطور !


یکصد و یک قصه ذن داستان شماره سوم صفحه 16 ترجمه هومن شریعت


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

همکاری با مجتمع فنی تهران شعبه رشت

مدتیه که با مجتمع فنی تهران شعبه مرکزی گیلان در ارتباطم .

بعد از چند سال که این مجتمع توی رشت بسته شد حالا دوباره با یه کادر قوی و حرفه ای کارش رو شروع کرده و با توجه به پتانسیل های موجود   آینده ی روشنی رو برای این مجتمع در استان گیلان و رشت می بینم .

مدتیه به فکر همکاری با این مجتمع هستم . صحبتهایی هم شده . اما با توجه به هزینه های بالایی که مجتمع داره و علی رغم هزینه ی کلاسهای نسبتا بالاش ( هر چند در مواردی 20 تا 30 درصد تخفیف می خورن و البته مدرکی که می دن خیلی معتبره و اصلا قابل مقایسه با موسسات آموزشی فعال توی گیلان نیست . ) مبلغ پرداختیشون به کسانی که باهاشون همکاری می کنن خیلی بالا نیست .

اما از اونجا که خیلی این مجتمع رو دوست دارم مایل به همکاری باهاشون هستم و تصمیم گرفتم یه وقتی رو به همکاری باهاشون اختصاص بدم .

در سه زمینه ی دپارتمان مدیریت - دپارتمان برون سازمانی و بخش ضمیمه ی روزنامه ی فناوران که هر هفته قراره یک شماره ضمیمه ی گیلان هم در همین زمینه داشته باشه  دارم بررسی می کنم .

به فراخور وقتم واقعا علاقه دارم توی هر سه بخش فعالیت کنم . یه سری کارها که قراره توی مجتمع انجام بدم کاملا برام جدید هست و ازشون استقبال می کنم چون برای خودم یه محک جدی هست .


تا او چه خواهد .


+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

نعمت در لباس نقمت

 

در روزگار كهن پيرمرد روستا زاده اي  بود كه  يك پسر  و يك اسب  داشت . روزي  اسب پيرمرد  فرار كرد و همه ي همسايگان براي دل داري به خانه ش آمدند و گفتند : " عجب بد شانسي  آوردي كه اسبت فرار كرد "

پيرمرد در جواب گفت : " از كجا مي دانيد كه اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام ؟ "

و همسايه ها با تعجب گفتند : " خب معلومه كه اين بد شانسيه ! "

هنوز يك هفته از ماجرا نگذشته بود كه اسب پيرمرد به همراه بيست اسب وحشي به خانه برگشت .

اين بار همسايه ها براي تبريك نزد پيرمرد آمدند : " عجب اقبال بلندي داشتي كه اسبت به همراه بيست اسب ديگر به خانه برگشت ! "

پيرمرد بار ديگر در جواب گفت : " از كجا مي دانيد كه اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام ؟ "

فرادي آن روز پسر پيرمرد  حين سواري در ميان اسب هاي وحشي زمين خورد و پايش شكست  .

همسايه ها بار ديگر آمدند : " عجب شانس بدي ! "

و كشاورز پير گفت : " از كجا مي دانيد كه اين از خوش شانسي من بوده يا از بد شانسي ام ؟ "

چند تا از همسايه ها با عصبانيت گفتند : " خب معلومه كه از بد شانسي تو بوده پيرمرد كودن ! "

چند روز بعد نيروهاي دولتي براي سرباز گيري  از راه رسيدند و تمام جوانان سالم را براي جنگ در سرزمين دور دست با خود بردند و پسر كشاورز پير به خاطر شكستگي پا  از اعزام معاف شد .

همسايه ها براي تبريك بار ديگر به خانه ي پيرمرد رفتند :" عجب شانسي آوردي كه پسرت معاف شد ! "

و كشاورز پير مجدد ا ً گفت : " از كجا مي دانيد كه ............... ؟ "

 

 

برگرفته از كتاب آخرين  راز شاد زيستن  نوشته ي : اندرو  متيوس


+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

بدانیم که چطور زندگی کنیم .

شاید این متن را قبلا خوانده باشید.  فقط یک یادآوریست :

 

پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد.

به پر و پای فرشته ‌و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن."

لا به لای هق هقش گفت: "اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ..."

خدا گفت: "آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمی‌يابد هزار سال هم به كارش نمی‌آيد"، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: "حالا برو و یک روز زندگی كن."

او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش مي‌درخشيد، اما می‌ترسيد حركت كند، می‌ترسيد راه برود، می‌ترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: "وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايده‌ای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم."

آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد می‌تواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، می‌تواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....

او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما ...

اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمی‌شناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.

او در همان يك روز زندگی كرد.

فردای آن روز فرشته‌ها در تقويم خدا نوشتند: "امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست!"

 

زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می اندیشیم، اما آنچه که بیشتر اهمیت دارد، عرض یا چگونگی آن است.

امروز را از دست ندهید، آیا ضمانتی برای طلوع خورشید فردا وجود دارد!؟


 

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت   توسط ali yousefi  |