تبليغاتX
my personal weblog

my personal weblog

نه دلش تاب برآرد به فروبستن لب نه لبش تاب برآرد به بیان کلمات

فرازی از سخنان یک نفر !

مرتضي مطهری در کتاب حق و باطل جملاتی به این مضمون نوشته اند :

از کودکی همیشه این سوال برایم مطرح بود که :

چرا قطار تا وقتی ایستاده است کسی به او سنگ نمی زند...

اما وقتی قطار به راه افتاد سنگباران می شود...

این معما برایم بود تا وقتی که بزرگ شدم و وارد اجتماع شدم

دیدم این‏ قانون کلی زندگی ما ایرانیان است که

هر کسی و هر چیزی تا وقتی که ساکن‏ است مورد احترام است.

تا ساکت است مورد تعظیم و تبجیل است

اما همینکه به راه افتاد و یک قدم برداشت نه تنها کسی کمکش نمی‏کند ،

بلکه‏ سنگ است که بطرف او پرتاب می‏شود

و این نشانه یک جامعه مرده است

ولی یک جامعه زنده فقط برای کسانی احترام قائل است که :

متکلم هستند نه‏ ساکت ، متحرکند نه ساکن ، باخبرترند نه بی‏خبرتر .


+ نوشته شده در  سه شنبه سی و یکم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

برگزاری کلاس primavera project planner (p3

نوبت دوم کلاس primavera (p3  به حداقل حد نصاب رسیده و از روز سه شنبه مورخ 88/7/14  شروع می شود . این نرم افزار کنترل پروژه برای گروههای مهندسی عمران - معماری - معدن - محیط زیست - کشاورزی - مدیریت و ... کاربرد دارد .  روزهای یکشنبه و سه شنبه 2.30 تا 5.30 عصر


توجه : ظرفیت این کلاس محدوده . اگه تمایل دارین که این کلاس رو توی مجتمع فنی تهران بگذرونین حداکثر تا هفته ی اول مهر ماه برای ثبت نام به نمایندگی گیلان مراجعه کنید .

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

MATLAB I - PHOTOSHOP - PHOTOSHOP & COREL

کلاس Matlab I  به مدت 30 ساعت ( 10 جلسه ) در روزهای شنبه و 5 شنبه در ساعت 5 تا 8 عصر برگزار می شود . دو جلسه تا به حال برگزار شده . اگر عزیزی تمایل دارد که شرکت کند حداکثر تا 5شنبه مورخ 88/6/26

تا پایان وقت اداری می تواند جهت ثبت نام و حضور در این کلاس اقدام کند .


کلاس نرم افزار PHotoshop cs3 & corel    و     PHotoshop cs4  از 5 شنبه 88/7/2 در ساعت 2 تا 5 عصر افتتاح می گردد و در روزهای یک شنبه و سه شنبه و پنج شنبه ادامه پیدا می کند .

فتوشاپ و کورل  120 ساعت      -     فتوشاپ  60 ساعت

جهت کسب اطلاعات بیشتر : تلفن : 7729099-0131      7723979-0131

مجتمع فنی تهران نمایندگی گیلان : رشت - گلسار - گلایل - روبروی خیابان 116


+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و چهارم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

برگزاری جلسه مشترک دپارتمان نرم افزارهای مهندسی و تخصصی با نماینده دانشگاه ITC هلند

این گزارش مربوط به دپارتمان فنی و مهندسی در دفتر مرکزی تهران می باشد .  18-06-88

به منظور بررسی امکان برگزاری دوره های فنی و دانشگاهی مشترک با نمایندگی دانشگاه ITC هلند جلسه‌ای با آقای دکتر آبکار نماینده این دانشگاه در ایران به دعوت از دپارتمان نرم افزارهای مهندسی تخصصی برگزار گردید.

با توجه به فعالیت عمده این دانشگاه در زمینه محیط زیست، در ابتدای جلسه جناب آقای دکتر مقصودلو به معرفی گروه محیط زیست و برنامه های آتی این گروه جهت راه اندازی دوره های کوتاه مدت مهندسی محیط زیست  و نیز دوره های بلند مدت تکنسین فنی  ، کارشناس فنی ، کارشناس ارشد فنی و مدیر پروژه محیط زیست پرداختند. سپس آقای مهندس چاوشی ، توضیحاتی را در مورد مجتمع فنی، موسسه دیباگران تهران، موسسه فناوران و ارتباط آن با وزارت آموزش عالی، دپارتمان بین الملل و همکاری آن با دانشگاه های TAFE و دانشگاه ITEC دبی ارائه نمودند. در ادامه آقای دکتر آبکار به معرفی دانشگاه ITC و همکاری های آن با موسسات بین المللی و دانشگاه های دیگردر اروپا پرداختند و نحوه همکاری نمایندگی ITC در ایران با دانشگاه ها و مراکز آموزش عالی در برگزاری دوره های  آموزشی را مورد بحث قرار دادند . ادامه جلسه با حضور آقای مهندس متواضع به بررسی موضوع E-learning و اهداف مجتمع در این رابطه اختصاص یافت .

ایشان ضمن معرفی نحوه آموزش از راه دور، نمونه‌هائی از محتواهای الکترونیکی و پرتال آموزش الکترونیکی مجتمع فنی تهران را برای میهمانان نمایش دادند . همچنین در خصوص نحوه ایجاد محتواهای آموزشی و نرم افزارهای مورد استفاده توضیحاتی ارائه شد. در انتها پکیج تبلیغاتی مجتمع به مهمانان ارائه شد و پس ازاتمام جلسه، میهمانان با همراهی آقای مهندس چاوشی و آقای دکتر مقصودلو به بازدید از بخش‌های مختلف مجتمع پرداختند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

ساده

چندی پیش به قبرستانی رفته بودم .

این سنگ قبر با نوشته های رویش بدجوری مرا یکجوری کرد !

سادگی را لمس کردم.

هرکسی برداشتی دارد .

( با اجازه از صاحب قبر )

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

عالم فروتن...

گویند که زمانی در شهری دو عالم می زیستند . روزی یکی از دو عالم که بسیار پرمدعا بود ٬ کاسه گندمی بدست گرفت و بر جمعی وارد شد و گفت :

این کاسه گندم من هستم ! ( از نظر علم و ... ) و سپس دانه گندمی از آن برداشت و گفت :

و این دانه گندم هم فلان عالم است !

و شروع کرد به تعریف از خود .

خبر به گوش آن عالم فرزانه رسید . فرمود به او بگوئید :

 آن یک دانه گندم هم خودش است ٬ من هیچ نیستم...


                                                                                                                                                  منبع : اينترنت


+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

راهی متفاوت برای ابراز عشق

 

یک روز آموزگار از دانش آموزانی که در کلاس بودند پرسید آیا میتوانید راهی غیر تکراری برای ابراز عشق ، بیان کنید؟

برخی ازدانش آموزان گفتند با بخشیدن عشقشان را معنا می کنند.

برخی «دادن گل و هدیه» و «حرف های دلنشین» را راه بیان عشق عنوان کردند.

شماری دیگر هم گفتند «با هم بودن در تحمل رنجها ولذت بردن از خوشبختی» را راه بیان عشق می دانند.

در آن بین، پسری برخاست و پیش از این که شیوه دلخواه خود را برای ابراز عشق بیان کند، داستان کوتاهی تعریف کرد:

یک روز زن و شوهر جوانی که هر دو زیست شناس بودند طبق معمول برای تحقیق به جنگل رفتند. آنان وقتی به بالای تپّه رسیدند درجا میخکوب شدند...

یک ببر بزرگ، جلوی زن و شوهر ایستاده و به آنان خیره شده بود.

شوهر، تفنگ شکاری به همراه نداشت و دیگر راهی برای فرار نبود.

رنگ صورت زن و شوهر پریده بود و در مقابل ببر، جرات کوچک ترین حرکتی نداشتند.

ببر، آرام به طرف آنان حرکت کرد...

همان لحظه، مرد زیست شناس فریادزنان فرارکرد و همسرش را تنها گذاشت.

 

بلافاصله ببر به سمت شوهر دوید و چند دقیقه بعد ضجه های مرد جوان به گوش زن رسید.

ببر رفت و زن زنده ماند...

داستان به اینجا که رسید دانش آموزان شروع کردند به محکوم کردن آن مرد.

اما پسرپرسید : آیا می دانید آن مرد در لحظه های آخر زندگی اش چه فریاد می زد؟

بچه ها حدس زدند حتما از همسرش معذرت خواسته که او را تنها گذاشته است!

پسر جواب داد: نه، آخرین حرف مرد این بود که : عزیزم ، تو بهترین مونسم بودی.ازپسرمان خوب مواظبت کن و به او بگو پدرت همیشه عاشقت بود...

قطره های اشک، صورت پسر را خیس کرده بود که ادامه داد: همه زیست شناسان میدانند ببر فقط به کسی حمله می کند که حرکتی انجام می دهد و یا فرار میکند .

پدر من در آن لحظه وحشتناک ، با فدا کردن جانش پیش مرگ مادرم شد و اورا نجات داد. این صادقانه ترین و بی ریاترین ترین راه پدرم برای بیان عشق خود به مادرم و من بود...

جمله روز : آدم ها را از انچه درباره ديگران مي گويند بهتر مي توان شناخت تا از انچه درباره  خود مي گويند.

                                                                                                   منبع : اینترنت

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

دوره هایی که در بخش فنی و مهندسی مجتمع فنی تهران نمایندگی گیلان در شرف برگزاری هستند

سلام

روی چند تا دوره تمرکز کردم و ظرف یک هفته تا ۱۰ روز آینده دارم تشکیل میدمشون .

اگه دوست دارین این دوره ها رو توی مجتمع فنی تهران با اساتیدی که همشون فوق لیسانس و دکتری هستن بگذرونین عجله کنین چون معلوم نیست با توجه به کمبود کلاسها در حال حاضر ٰ دوباره روی همین درسها کار کنم .

۱ - نرم افزار MATLAB    به مدت  ۳۰ ساعت  -

۲- نرم افزارهای PHotoshop & Corel     به مدت  ۱۲۰ ساعت -

۳- نرم افزار Catia I  برای دانشجوها و فارغ التحصیلان مکانیک ( ترجیحا جامدات - اما خب برای هم جامدات و هم سیالات کاربرد داره . واقعا نرم افزار عالی هستش )    به مدت  ۷۵ ساعت -

۴-  نرم افزار ( Primavera project planer ( p3  ( نرم افزار مدیریت و کنترل پروزه  ) به مدت  ۵۰ ساعت -

۵- نرم افزار Primavera Enterprice   به مدت  ۶۰ ساعت

۶- Microsoft project ( مشابه نرم افزار بالا هستش با طرفدارای مخصوص به خودش )  به مدت  ۶۰ ساعت-

۷- آموزش کار با دستگاه GPS و نرم افزار Google earth    به مدت  ۲۸ ساعت - 


جهت کسب اطلاعات بیشتر به دفتر مجتمع فنی تهران نمایندگی گیلان واقع در رشت - گلسار - روبروی خیابان ۱۱۶  مراجعه کنید .


                                                                                                   علی یوسفی

                                                                                          مدیر دپارتمان فنی و مهندسی


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

خبر افتتاح رسمي مجتمع فني تهران نمايندگي گيلان - رشت در سايت مجتمع فني تهران

از لينك زير مي توانيد عكسها و متن خبر را ببينيد


http://branches.mft.info/01/Fa/News/News.aspx?nwsId=717




+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  | 

داستان خلقت


    خدا خر را آفرید و به او گفت: تو بار خواهی برد، از زمانی که تابش آفتاب آغاز می شود تا زمانی که تاریکی شب سر می رسد. و همواره بر پشت تو باری سنگین خواهد بود. و تو علف خواهی خورد و از عقل بی بهره خواهی بود و پنجاه سال عمر خواهی کرد و تو یک خر خواهی بود.

    خر به خداوند پاسخ داد: خداوندا! من می خواهم خر باشم، اما پنجاه سال برای خری همچون من عمری طولانی است. پس کاری کن فقط بیست سال زندگی کنم و خداوند آرزوی خر را برآورده کرد...

 

************

 

    خدا سگ را آفرید و به او گفت: تو نگهبان خانه انسان خواهی بود و بهترین دوست و وفادارترین یار انسان خواهی شد. تو غذایی را که به تو می دهند خواهی خورد و سی سال زندگی خواهی کرد. تو یک سگ خواهی بود.

    سگ به خداوند پاسخ داد: خداوندا! سی سال زندگی عمری طولانی است. کاری کن من فقط پانزده سال عمر کنم و خداوند آرزوی سگ را برآورد...

 

    ************

    خدا میمون را آفرید و به او گفت: و تو از این سو به آن سو و از این شاخه به آن شاخه خواهی پرید و برای سرگرم کردن دیگران کارهای جالب انجام خواهی داد و بیست سال عمر خواهی کرد.و یک میمون خواهی بود.

    میمون به خداوند پاسخ داد: بیست سال عمری طولانی است، من می خواهم ده سال عمر کنم. و خداوند آرزوی میمون را برآورده کرد.

 

************

    و سرانجام خداوند انسان را آفرید و به او گفت: تو انسان هستی. تنها مخلوق هوشمند روی تمام سطح کره زمین. تو می توانی از هوش خودت استفاده کنی و سروری همه موجودات را برعهده بگیری و بر تمام جهان تسلط داشته باشی. و تو بیست سال عمر خواهی کرد.

    انسان گفت: سرورم! گرچه من دوست دارم انسان باشم، اما بیست سال مدت کمی برای زندگی است. آن سی سالی که خر نخواست ، آن پانزده سالی که سگ نخواست و آن ده سالی که میمون نخواست زندگی کند، به من بده.

    و خداوند آرزوی انسان را برآورده کرد...

    و از آن زمان تا کنون انسان فقط بیست سال مثل انسان زندگی می کند…!!!

    و پس از آن،ازدواج می کند و سی سال مثل خر کار می کند مثل خر زندگی می کند ، و مثل خر بار می برد…!!!

    و پس از اینکه فرزندانش بزرگ شدند، پانزده سال مثل سگ از خانه ای که در آن زندگی می کند، نگهبانی می دهد و هرچه به او بدهند می خورد...!!!

    و وقتی پیر شد، ده سال مثل میمون زندگی می کند؛ از خانه این پسرش به خانه آن دخترش می رود و سعی می کند مثل میمون نوه هایش را سرگرم کند...!!!

    و این بود همان زندگی که انسان از خدا خواست

                                                                                           منبع : اینترنت


+ نوشته شده در  سه شنبه سوم شهریور 1388ساعت   توسط ali yousefi  |